الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
640
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
دارد كه تصريح به منشأ تعجيز و از ملاحظهء منشأ تعجيز كه مثليّت است ، منتقل شويم كه قرآن معجز است و الحاصل غرض از اتيان « من مثله » اينكه تحقيق مناط اعجاز قرآن را كرده تا به نظر اعتبار در آن تأمّلوار ريب و انكار بر كنار ماند . از « تفسير كبير » ، « امام رازى » مسألهء پنجم اينكه ضمير « من مثله » به چه راجع است ، در آن دو وجه مىباشد : يكى اينكه عائد به « ماى » « مما نزلنا » بايد بود ؛ « فاتوا بسورة مما هو على صفته من الفصاحة و حسن النظم » . ديگر اينكه راجع به « عبد » باشد ؛ يعنى « فاتوا ممن هو على حاله من كونه بشرا اميا لم يقرأ الكتب و لم يأخذ عن العلمآء » وجه اوّل از « عمرو بن مسعود » و « ابن عبّاس » و « امام حسن عليه السّلام » و اكثر محقّقين مروى است و چند وجه ديگر نيز دلالت بر اين كند كه ضمير راجع به « ماى » « مما نزلنا » باشد . وجه اوّل تطابق آن با آياتى كه در تحدّى وارد شدهاند ، به تخصيص با آيهء كريمهء فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ « 1 » كه در سورهء يونس است . وجه دوّم اينكه بحث در منزّل است چه حق تعالى فرموده : وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا « 2 » . پس واجب است كه ضمير بدان راجع باشد . آيا نمىدانى كه معنى آيه اين است كه اگر شكّى در نزول قرآن از جانب حق تعالى دارد ، « فهاتوا انتم شيئا مما مماثله » و اگر ضمير راجع به « عبد » باشد ، معنى آيه چنين است : « و ان ارتبتم فى أن القرآن منزل عليه فهاتوا قرانا من مثله » . وجه سوّم اينكه اگر ضمير عائد به قرآن باشد ، مقتضى اين است كه معاندين خواه جمع و خواه مفرد و خواه امّى و خواه عالم باشند ، از اتيان به مثل آن عاجزند و اگر ضمير به « عبد » راجع باشد ، مقتضى اين است كه همين از اتيان به مثل آن عاجز آيد . چه مثل محمد يكى از امييّن است و شكّى نيست كه مبالغهء وجه اوّل بيش از مبالغهء وجه اخير است . وجه چهارم اينكه اگر ضمير به قرآن راجع گردد ، وجه اعجاز آن ، كمال بلاغت مىباشد و اگر ضمير به « عبد » راجع شود ، وجه اعجازش عدم علم اوست . در آن حال ، پس اگر صدور اين كلام از امّى معجز است ، ليكن موهم انتقاص در شأن حضرت نبوى است كه امّى بوده و هم مستلزم آن است كه اصحاب علوم متصدّى اينگونه كلام توانند شد . در حواشى « كشّاف » از « قطب » منقول است : هرگاه « من مثله » متعلّق به « سورة » باشد ، ضمير
--> ( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 38 . ( . . . سورهاى مانند آن بياوريد . . . ) . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 23 . ( و اگر در آنچه بر بندهء خويش نازل كردهايم شك داريد . . . ) .